گفتم از ديده چو دورش سازم
بي گمان زودتر از دل برود
مرگ بايد كه مرا دريابد
ورنه درديست كه مشكل برود
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/09/25ساعت 15:11  توسط lonely
|
بارها و بارها باهات تو ذهنم تنها بودم و در آغوشت باهات حرف زدم. حرفاي دلمو. درداي دلمو.
ازم ناراحت نشو كه چرا نمي تونم وقتي پيشتم حرفامو بزنم. هر چند كه سعي خودمو مي كنم و ديروزم اينكارو كردم و حرفامو زدم.
اگه مي بيني نمي تونم وقتي تو بغلتم بغضمو بشكنم براي اينكه دوستت دارم و دلم نمي خواد ناراحتت كنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/22ساعت 8:57  توسط lonely
|