سلام وبلاگ عزیز
دلم کلی برات تنگ شده بود. یه زمان که خیلی حرف می زدیم توام خیلی بهمون کمک می کردی..... ولی افسوس که خیلی وقته دیگه صدای دلمو نشنیدم
هر روز می یام بهبت سر می زنم به امید اینکه یه صدای دل تازه برام داشته باشی ولی چیزی نمی شنوم جز صداهای قدیمی و قبلی
بعضی وقتا قبلیارو می شنوم و اشک تو چشام جمع می شه. بعضی وقتا از خودم خجالت می کشم. بغضی وقتا دلم واسه ی صاحب صدات تنگ می شه. بعضی وقتا دلم پر می کشه و بعضی وقتاهام بغض گلومو وی گیره
بگذریم.... راستی سال نو مبارک وبلاگ عزیز
.... توام تو تعطیلات با اهل و ایال رفتی مسافرت؟ نگفتی من هر روز بهبت سر می زنم می بینم هیشکی خونه نیست؟ البته می دونم ماهام بی وفاییم. هر موقع هیچ راهی برای تخلیه نمی مونه سراغت میاییم ولی نگفتی اگه این موقع هم بیامو تو نباشی حرف دلمو به کی بزنم؟
سرتو زیاد درد نیارم..... خیلی دلم برای اون روزایی که باهات بودیم تنگ شده بود گفتم یه سری بهبت بزنم به یاد اون روزا... دوستدار تو(سیاوش) بوس بوس 