چند ورق
کاغذ سیاه
و باز شکست بغض بی صدای من
شروع قصه چشم های بارانی من
و دست های همیشه خسته من
چند ورق کاغذ سیاه
و رقص خاطرات رویایی من
در اوج آسمان تنهایی من
و در فراز آن ، هر شب سیاه
پر است از سکوت سرد و بی ستاره من
چند ورق کاغذ سیاه
و رقص پوچ و خیالی قاصدک خیال
و شکفتن همه آرزوهای محال
چند ورق کاغذ سیاه
تمام دلخوشی سرد و بی صدای یک خیال